همه چيز در مورد گندم

گندم گذشته از جنبه تجارتي مهم آن در دنيا، سلاحي كارآمد در مناسبات سياسي و جهاني است كه روز به روز بر اهميت كاربردي آن افزوده مي شود. با اينكه جمعيت ايران در حدود 1% جمعيت جهان است ولي در حدود 5/2% گندم جهان را مصرف مي كند كه اندازه اي خارج از تعادل سطوح استاندارد بين المللي است و تا حدود زيادي خبر از ضايعات بالا و مصرف آن بوسيله دام و طيور مي دهد. گندم همانند انرژي، كالايي راهبردي شناخته مي شود و از شاخص هاي مهم كشاورزي محسوب مي‌گردد. در حال حاضر سهم بزرگي از پتانسيل كشاورزي كشور به توليد گندم اختصاص دارد يعني رقمي در حدود 1/5 ميليون هكتار (مركز آمار ايران 79) كه با احتساب 25% ضايعات تقريبي گندم در كشور در واقع حدود 3/1 ميليون هكتار از اراضي مستعد كشور، با صرف كليه نهاده هاي زراعي، ضايع مي شود و اين با هدفهاي كشاورزي در رسيدن به خود كفايي در تضاد است. بطور كلي ضايعات گندم را مي توان به بخش هاي زير تقسيم نمود: 1- ضايعات كاشت ضايعات در اين مرحله ، مقدار اضافه مصرف بذر است كه معمولاً حدود 20% برآورد مي شود و عمدتاً ناشي از خلاء تكنيكي و استفاده از شيوه هاي منسوخ كاشت مي باشد كه برابر 3/1 % كل گندم مصرفي كشور و يا 2%‌ كل گندم توليدي كشور است. 2- ضايعات پيش از برداشت شامل ضايعات تأخير برداشت است كه بصورت ريزش يا سبز شدن روي خوشه در نواحي باران خيز حاصل مي شود. در يك طرح تحقيقاتي تلفات قبل از برداشت معادل 9/54 كيلوگرم در هكتار اندازه گيري شده است. 3- ضايعات برداشت ضايعات در مرحله برداشت با كمباين شامل تلفات سكوي برش (%2- 5/0)، تلفات واحدهاي كوبنده (%1-5/0)، جداكننده (%4/0-2/0)، تميز كننده (%2/0-04/0) ‌و ساير عوامل است. 4- ضايعات پس از برداشت اين ضايعات را مي توان به 4 دسته ضايعات حمل و نقل و ريخت و پاش (%5/5)، ضايعات بوجاري (%2/0)، ضايعات انبارداري (4%) و ضايعات تبديل (%5) طبقه بندي نمود.

گندم

از طرفي محصول جانبي گندم کاه مي باشد. قرنهاست از كاه بعنوان ماده اوليه ساخت كاغذ (مخصوصاً در چين) استفاده مي شود. هم اكنون درمناطقي نظير اروپاي شرقي، آمريكاي جنوبي، خاورميانه و آسيا کاه بعنوان ماده اوليه مهم در صنعت خمير كاغذ مي باشد. دليل اصلي تداوم كاربرد كاه در ساخت كاغذ سهولت دستيابي به آن به عنوان پسماند توليد مواد غذايي است. اما مشكل هزينه هاي كارگري جهت جمع آوري، ذخيره سازي و جابجايي، كاربرد اين ماده را بيشتر به كشورهايي كه داراي نيروي انساني ارزان هستند و فرايندهايي كه كارخانجات مقياس كوچك نياز دارند محدود كرده است. موارد استفاده ديگر كاه عبارتند از: 1- تغذيه دام، 2- منبع سوخت و توليد انرژي در كشورهاي غربي، 3- بستر دامها، 4- توليد پروتئين، 5- توليد كودهاي آلي، 6- افزايش حاصلخيزي خاك ويژگي هاي گياه گندم گندم، گل آذين سنبله‌اي دارد. از هر گره آن معمولاً يک سنبلچه متشکل از دو گلوم و سه گلچه به وجود مي‌‌آيد. گاهي تعداد گلچه ها به 9 هم مي‌‌رسد. دانه گندم بين دو پوشش قاشق مانند به نام هاي پوشک بيروني (لما) و پوشک دروني (پالئا) قرار گرفته است. برگ هاي گندم مانند برگ هاي ساير غلات (به جز ذرت و ارزن)، نازک و کم عرض بوده و زبانه‌هاي کوچکي دارند. ميوه گندم با توجه به گونه آن، 3 تا 10 ميليمتر طول و 3 تا 5 ميليمتر هم قطر دارد و شامل اين بخش است. ساختار گندم گياهک: يا رويان که تقريباً 5/2 درصد وزن دانه را تشکيل مي‌‌دهد و سرشار از پروتئين و چربي است که اين بخش را معمولاً در تهيهٔ آرد گندم جدا مي‌‌کنند. سبوس: همان پوستهٔ دانه است و تقريباً 14 درصد از وزن دانه را تشکيل مي‌‌دهد. سبوس را هم همچون گياهک در مرحلهٔ آرد سازي از دانه جدا مي‌کنند و معمولاً براي خوراک دام مورد استفاده قرار مي‌‌گيرد. آندوسپرم: حاوي مواد نشاسته‌اي دانه گندم است و تقريباً 83 تا 87 درصد از کل دانه را شامل مي‌‌شود. آندوسپرم داراي دانه‌هاي نشاسته‌اي و مواد پروتئيني مي‌‌باشد که دانه‌هاي نشاسته آن بوسيله گلوتن که يکي از پروتئين هاي موجود در دانه است، بهم چسبيده اند. ميزان گلوتن موجود در دانه بر حسب نوع و نژاد گندم تفاوت مي‌‌کند. همين ميزان گلوتن گندم است که مرغوبيت آن را تعيين مي‌‌نمايد. گندم هاي قرمز سخت بهاره و پاييزه گلوتن بيشتري دارند و به همين دليل، ارزش تهيه نان از آنها بيشتر است. چون خمير حاصل از آردي که از لحاظ گلوتن غني است، به دليل داشتن حالت کشدار، قادر است که گازهاي ناشي از تخمير را بيشتر در خود نگهدارد و براي همين، خمير بهتر ورآمده و حجمش بيشتر مي‌‌گردد آب و هواي مناسب براي رشد گندم شرايط ايده آل براي رشد گندم، آب و هواي خنک در دوره رشد رويشي، آب و هواي معتدل در دوران تشکيل دانه و آب و هواي گرم و خشک در زمان برداشت محصول مي‌‌باشد. بنابراين در مناطقي که زمستان هاي سخت دارند، کشت گندم با مشکلاتي از قبيل سرمازدگي زمستاني مواجه مي‌‌شود. البته بايد بدانيم که گندم در برابر خشکي مقاومت چنداني ندارد و نمي‌تواند به مدت طولاني، خشکي و کم آبي را تحمل نمايد. اما قادر است خود را با شرايط خشک تا حدي تطبيق داده و با تشکيل ياخته‌هاي کوچکتر که در نهايت سبب تشکيل برگ هاي کوچک و در نتيجه روزنه‌هاي کوچکتر مي‌‌شود، سطح تعريق را کاهش دهد و از اثرات سوء کم آبي تا حدي محفوظ بماند انواع گندم معمولاً گندم ها را به دو دسته کلي گندم بهاره و گندم پاييزه تقسيم بندي مي‌‌کنند. اين دو نوع علاوه بر آن که دانه هايشان از نظر رنگ، بافت، شکل و... با هم فرق دارد شرايط رشد و نمو آنها نيز با هم تفاوت مي‌‌کند. اين دو نوع گندم را در دو زمان مختلف در سال کشت مي‌‌نمايند. دانه گندم، داراي شياري است که در طول دانه قرار مي‌‌گيرد. عمق اين شيار در گندم هاي پاييزه زياد و در گندم هاي بهاره کم است. طرفين اين شيار در گندم هاي بهاره گرد و در گندم هاي پاييزه گوشه دار مي‌‌باشد گندم بهاره گندم بهاره: گندم بهاره همان طور که از نامش پيداست، در اوايل بهار کاشته مي‌‌شود. پس از جوانه زدن، گياه جوان در بهار و اوايل تابستان رشد نموده و محصول آن را تا اواخر تابستان برداشت مي‌‌کنند. گندم بهاره را معمولاً در نواحيي کشت مي‌کنند که گندم پاييزه نمي‌تواند در برابر سرماي سخت زمستاني آن مناطق، مقاومت نمايد. البته ميزان محصول دهي گندم پاييزه از بهاره بيشتر است. معمولاً پس از تهيه بذر و زماني که دماي خاک به يک درجه سانتي گراد بالاي صفر رسيد، گندم بهاره را مي‌‌کارند. اگر شرايط آب و هوايي اجازه دهد مي‌‌توان گندم را زودتر هم کاشت تا دوره رشد آن طولاني تر شده و ميزان محصول دهي آن بيشتر شود گندم پاييزه گندم پاييزه: اين نوع گندم در نيم کره شمالي، در فصل پاييز موقعي که دماي خاک از 13 درجه سانتي گراد کمتر باشد کشت مي‌‌شود. ابتدا بذر گندم پاييزه جوانه مي‌‌زند. سپس در فصل زمستان، گياه به صورت گياه جوان کوچکي باقي مي‌‌ماند و با آغاز فصل بهار، مجدداً رشد و نمو خود را آغاز مي‌‌کند. معمولاً در يکي از ماه‌هاي خرداد، تير يا نهايتاً مرداد، دانه مي‌‌رسد و آماده برداشت مي‌‌شود. گندم بهاره براي آن که به مرحلهٔ گل دهي برسد، بايد به مدت طولاني در معرض هواي سرد قرار گيرد. اگر گندم پاييزه را در بهار بکارند، چون دورهٔ سرما را پشت سر نمي‌گذارد، نمي‌تواند گل آذين خوبي تشکيل دهد. گندم هاي پاييزه به نسبت گندم هاي بهاره ريشه‌هاي عميق تر و پرپشت تري دارند که تا 200 سانتي متر در خاک نفوذ مي‌‌کنند. اين امر ناشي از آن است که گندم هاي پاييزه فصل رشد طولاني تري دارند. شرايط مناسب براي رشد گندم خاک: خاک شني و رسي عميق با زهکشي خوب، براي رشد گندم مناسب است. اصولاً ميزان عملکرد گندم در شرايط ديم (آبياري با باران)، در خاک هاي ريز بافت بيشتر است، چون اين قبيل خاک ها قادرند آب را بهتر و به مدت طولاني تر در خود نگهدارند. اما در شرايط آبي (که کشاورز خود گياه را آبياري مي‌‌کند)، معمولاً گندم زياد تحت تأثير بافت خاک خود قرار نمي‌گيرد. آب: گندم هم مانند ساير گياهان نمي‌تواند در خاک خشک جوانه بزند. گندم بهاره به دليل ذخيره شدن رطوبت زمستاني درخاک، همواره رطوبت مورد نياز خود را دارد. اما رطوبت خاک گندم هاي پاييزه معمولاً فرايند جوانه زني را با مشکل مواجه مي‌‌نمايد. اگر براي جوانه زني يا رشد اوليهٔ جوانه، خاک رطوبت کافي نداشته باشد بذرها ممکن است بپوسند يا در معرض صدمات ناشي از سرما قرار گيرند. رشد گندم گياه گندم و ديگر انواع غلات، مانند بسياري از گياهان دو مرحله رشد دارند: رويشي و زايشي. جوانه زني، سبز شدن و پنجه زدن جزء مرحله رويشي و ساقه رفتن و تشکيل گل آذين و دانه جزء مراحل زايشي گياه مي‌‌باشد. براي کنترل و تنظيم رشد گندم، از مواد تنظيم کننده رشد استفاده مي‌‌کنند. يکي از اين مواد سيکوسل (با نام تجاري CCC ) است. نام علمي اين ماده شيميايي، 2- کلرو اتيل متيل آمونيوم کلريد است که: غشاء ياخته گندم را زياد مي‌‌کند. تعداد دسته‌هاي آوندي در ساقه را زياد مي‌‌کند. رشد ريشه را افزايش داده و مقاومت بوته‌هاي گندم در برابر خشکي را زياد مي‌‌کند. کارآيي گندم در مصرف آب را بالا مي‌‌برد. پس مي‌‌توان گندم را در مناطق کم باران هم کاشت و محصولي به خوبي محصول نواحي پرباران، توليد نمود. مقاومت گندم را نسبت به شوري خاک زياد مي‌‌کند. بهتر است که از کودهاي نيتروژن و فسفردار براي رشد گندم استفاده شود. پتاسيم هم براي رشد گياه گندم لازم است. آفات و بيماري هاي گياه گندم زنگ، که عاملي به نام Puccinia آن را ايجاد مي‌‌کند، مهم‌ترين بيماري گندم به شمار مي‌‌رود که شامل زنگ ساقه، زنگ برگ، زنگ خطي و زنگ نواري مي‌‌شود. شرايط محيطي مساعد براي ايجاد اين نوع آفت، آب و هواي گرم تا گرم مرطوب مي‌‌باشد. تشکيل حفره‌هاي قرمز يا سياه که حاوي اسپورهاي توليد مثل در سطح ساقه، برگ، غلاف و... هستند از علائم اين بيماري مي‌‌باشند. اين قارچ ها از کارآيي گياه در مصرف آب مي‌‌کاهند، بافت هاي گياه را تخريب مي‌کنند و تعداد دانه‌هاي موجود در سنبله را مانند زماني که گياه به کمبود آب دچار شده، کاهش مي‌‌دهند. سياهک گندم سياهک، يکي از بيماري هاي قارچي گندم است که مي‌‌تواند به صورت سياهک آشکار، سياهک برگ، سياهک پنهان معمولي و... ظاهر گردد. سياهک پنهان، مهم‌ترين و رايج‌ترين و در عين حال، مخرب‌ترين نوع سياهک است که خسارت زيادي مخصوصاً به گندم پاييزه وارد مي‌‌آورد. بجز اينها، پوسيدگي جوانه و ريشه هم بيماري هايي هستند که قارچ ها آنها را به وجود مي‌‌آورند و اين بيماري ها هم خسارات زيادي را به محصول گندم وارد مي‌‌کنند. در گذشته، ضدعفوني نمودن بذر با ترکيبات جيوه‌اي تا حدي از اين بيماري ها جلوگيري مي‌‌نمود، اما امروزه اغلب از کاربامات و هگزا کلرو بنزن براي نابودي اين بيماري ها استفاده مي‌‌کنند. زمان برداشت محصول زمان برداشت گندم تحت تأثير عواملي از جمله بارندگي، رطوبت نسبي، دماي هوا و همچنين رسيدن دانه قرار مي‌‌گيرد. برداشت گندم در ايران از اوايل بهار (در مناطق گرمسيري) آغاز شده و تا اواخر تابستان (در مناطق سردسيري) ادامه دارد. امروزه در سراسر جهان از وسايل مکانيکي خاصي براي برداشت گندم استفاده مي‌‌نمايند، ولي هنوز هم گندم به طريق سنتي که کند و پر هزينه است، برداشت مي‌‌شود. در روش سنتي، بوته‌هاي گندم را از فاصلهٔ چند سانتي سطح خاک، درو نموده و به صورت دسته‌هاي کوچک در مي‌‌آورند. سپس اين دسته ها را به خرمنگاه منتقل نموده و طي مراحل خاصي مي‌‌کوبند. زمان صحيح برداشت گندم، وقتي است که رطوبت دانه بين 14 تا 16 درصد باشد. موارد مصرف گندم مواد مغذي آن بر خلاف ساير غلات، گندم را مي‌‌توان از طرق مختلف از جمله در تهيهٔ نان، بيسکوييت، شيريني، کيک، اسپاگتي، ماکاروني و... مورد مصرف قرار داد. از گندم در صنايع کاغذ سازي، چسب سازي و همچنين در تهيهٔ پودرهاي لباسشويي هم استفاده مي‌‌گردد. از سبوس و کاه آن نيز به عنوان خوراک دام استفاده مي‌‌کنند. انواع مختلف گندم براي مصارف مختلف مورد استفاده قرار مي‌‌گيرند. مثلاً گندم هاي نرم بهاره يا پاييزه براي مصرف در صنايع بيسکوييت سازي، شيريني پزي و کيک پزي مناسبند، در حالي که از گندم هاي سخت پاييزه و بهاره در نانوايي استفاده بيشتري دارند. آردي که در تهيهٔ شيريني و کيک و بيسکوييت استفاده مي‌‌شود، بايد نرم و ريز بوده و همچنين پروتئين کمتر و قدرت جذب آب کمتري هم داشته باشد. برعکس، آرد مرغوب براي تهيهٔ نان، بايد پروتئين بيشتري داشته باشد و ظرفيت جذب آب آن هم بيشتر باشد. چنين آردي به هنگام تهيهٔ خمير، زياد احتياج به ورزدادن نداشته و در کمترين زمان، ورمي آيد. به علاوه چون ميزان پروتئين آن زيادتر است، حجم نان به دست آمده از آن بيشتر مي‌‌شود. ميزان گلوتن آرد نانوايي بايد 5/11 تا 13 درصد باشد. گندم هاي سخت بهاره و پاييزه، پروتئين بيشتر و گندم هاي نرم و سفيد، پروتئين کمتري دارند. ميزان مواد دانه گندم از جمله پروتئين، چربي، نشاسته، سلولز و... در انواع مختلف گندم متفاوت مي‌‌باشد. پروتئين هاي موجود در آندوسپرم، متشکل از گليادين و گلوتنين مي‌‌باشند. اين پروتئين ها از آلبومن، گلوبولين، پروتئوزها و نوکلئوپروتئين ها تشکيل يافته اند. اين دو نوع پروتئين در مجاورت آب به گلوتن تبديل مي‌‌گردند. وجود همين گلوتن است که سبب برتري گندم نسبت به ساير غلات شده است. تقسيم بندي گندم بر اساس ويژگي ظاهري گندم (Wheat) از خانواده غلات يا Poaceae پوآسه يا گرامينه مي باشد.از رده تک لپه يها و به دو دسته گندم نان Triricum aestirum گندم دورم يا ماکروني durum Triricum تقسيم مي شود. تقسيم بندي گندم بر اساس ويژگي ظاهري(مرفولوژي گندم): توسط شولتز تقسم بندي شد. 1.اينکورنEinkorn گندم تک دانه مثل:Triticum monoccum 2.گندم دو دانه Emmer مثل:T.dicoccoides - T.durum 3.گندم Dinkel مثل:T.spelta -T.vulgar ويژگي گندمهاي تک دانه: اين گندم ديپلوئيد يا دو n کرموزمي 2n=14 وژنوم آن AA و اين گروه در هر سنبلچه در محور سنبلچه يک دانه وجود دارد.که امروزه در يونان و قسمتي از آسياي صغير مي توان آنها را پيدا کرد که به آنها گندم پوست دار هم ميگويند. در واقع پوشينه هاي آنها يا گلومه آنها بعد از خرمن کوبي هنوز به دانه چسبيده اند .تا کنون نوع زراعي آن مشاهده نشده است و در زراعت به عنوان علف هرز شناخته شده است. اين متن توسط وب لاگ مرکز تخصصي مقالات کشاورزي بنام کشاورز تنها گرد آوري شده و در صورت استفاده با ذکر منبع مجاز است. تهيه آرد گندم تهيه آرد گندم داراي مراحل مختلفي است. ابتدا گندم را شسته و سپس خشکش مي‌کنند تا کليهٔ مواد خارجي از آن جدا شود. براي جدا نمودن پرزها و کرک ها از سطح دانه، آنها را صيقل مي‌‌دهند. براي سفت شدن سبوس و جدا شدن راحت آن از دانه، دانه ها را دوباره خيس کرده و نشاسته موجود در آندوسپرم را براي آسياب نمودن، آماده مي‌‌کنند. سپس دانه‌هاي گندم را روي غلتک قرار مي‌‌دهند و بدون خرد شدن، دانه ها را له مي‌‌کنند. در مرحله ديگري، سبوس و گياهک از آندوسپرم نشاسته‌اي جدا مي‌‌گردد. آندوسپرم را پس از خرد و نرم کردن، از الک هاي پارچه‌اي ريز بافت عبور مي‌‌دهند. آرد گندم به اين طريق تهيه مي‌‌شود. اين آرد تقريباً 75 تا 80 درصد وزن دانه گندم مي‌‌باشد. اغلب آرد را با مواد سفيد کننده سفيد مي‌کنند و گاهي به آن ويتامين ها يا مواد معدني ديگري اضافه مي‌‌نمايند تا ارزش غذايي آن بيشتر شود. امروزه مي‌‌توان آردهاي گندم مختلف توليد نمود. اگر سبوس و گياهک را از آندوسپرم جدا نکرده و در تهيه آرد از اين بخش ها هم استفاده کنند، رنگ آرد تيره تر مي‌‌شود، در عوض ارزش غذايي چنين آردي خيلي بيشتر از آرد سفيدي است که سبوس و گياهک ندارد. البته اغلب افراد اين آرد تيره را دوست ندارند. معمولاً از سبوس در تهيهٔ غذاي دام استفاده مي‌‌گردد. افزايش محصول گندم با كود زيستي فسفاته آمارسنجي از ‪ ۴۰۰كشاورز در ‪ ۱۰استان كشور كه با كمك طرح ملي گندم انجام شده نشان مي‌دهد در سال زراعي گذشته مصرف كود زيستي باعث افزايش محصول گندم به طور ميانگين ‪۱۱/۲درصد شده كه معادل سودي برابر با ‪ ۷۸۰هزار تومان در هكتار براي كشاورزان است. دكتر محمد علي ملبوبي، مدير پروژه كود زيستي فسفاته بارور‪ ۲و عضو هيات علمي پژوهشگاه ملي مهندسي ژنتيك و زيست فناوري ضمن بيان مطلب فوق گفت: بيشترين افزايش محصول در استان خراسان به ميزان ‪ ۳۰/۲درصد و پس از آن در استان‌هاي آذربايجان غربي و گلستان به ترتيب به ميزان ‪ ۲۰/۵و ‪۱۵/۴ درصد بوده است. اين كود زيستي يك ماه فناوري حاصل از پژوهش‌هاي سه تيم تحقيقاتي به مدت پنج سال بوده كه هم اكنون تحت ليسانس جهاد دانشگاهي واحد تهران به توليد انبوه رسيده است. با توجه به سطح زيركشت شش ميليون هكتاري گندم كشور پيش بيني مي‌شود با فراگير شدن مصرف كود زيستي فسفاته بارور‪ ۲توليد گندم حداقل به ميزان ‪ ۲/۵ميليون تن افزايش يابد و در عين مصرف كود شيميايي فسفاته به نصف تقليل يابد. كود زيستي مزبور كاملا طبيعي است و باعث كاهش خسارات محيط زيستي ناشي از مصرف كودهاي شيميايي فسفاته مي‌شود. تاثير آهن، منگنز، روي و مس بر كميت وكيفيت گندم در شرايط شور: مصرف گسترده كودهي شيميايي مانند نيتروژن، فسفر و عدم مصرف كودهاي داراي عناصر كم مصرف و وجود خاكهاي آهكي با ماده آلي كم سبب تشديد كمبود عناصر كم مصرف در خاكهاي زير كشت غلات كشور گرديده است. بدليل اينكه ميزان كوددهي و مكانيزم جذب عناصر غذايي در شرايط شور متفاوت از شرايط غيرشور ميباشد بنابراين به منظور بررسي بيشتر چهار آزمايش در ايستگاه تحقيقات كشاورزي خسروشهر از نظر تاثير مقادير متفاوت عناصر كم مصرف درشرايط شور برروي گندم در سال زراعي 80-1379 صورت گرفت. در اين پژوهش هرآزمايش بصورت بلوكهاي كامل تصادفي در سه تكرار در كرتهاي 10 مترمربعي پياده گرديد. در هر آزمايش سطوح مختلف يكي از عناصر كم مصرف آهن، روي، مس و منگنز در 4 تيمار 1- شاهد (بدون مصرف عنصر كم مصرف) 2- تيمار توصيه شده (12 كيلوگرم در هكتار آهن خالص، 12 كيلوگرم در هكتار روي خالص، 14 كيلوگرم در هكتار منگنز و 5/6 كيلوگرم در هكتار مس) 3-تيمار 50درصدي كمتر از مقدار توصيه شده (6كيلوگرم در هكتار اهن ،6كياوگرم در هكتار روي،7كيلوگرم درهكتار منگنز،3كيلوگرم در هكتار مس) 4-تيمار50درصدي بيشتر از مقدار توصيه شده(18كيلوگرم در هكتار اهن،18 كيلوگرم در هكتار روي،21كيلوگرم در هكتار منگنز،10 كيلوگرم در هكتار مس) بكار برده شد. كود نيتروژن از منبع اوره، فسفر از منبع سوپرفسفات تريپل و بقيه كودهاي پتاسه و عناصر كم مصرف از منبع سولفاتي بكار برده شد. هدايت الكتريكي خاك محل آزمايش 4/6 دس زيمنس برمتر و آب آبياري 5218 ميكروموس برسانتيمتر بود. با توجه به نتايج آزمايش اول تاثير سطوح آهن برعملكرد دانه، عملكرد كاه، وزن هزار دانه، تعداد خوشه در واحد سطح و غلظت مس در دانه گندم معنيداري نبود. تاثير سطوح مختلف آهن بر تعداد دانه در بوته، غلظت آهن، روي، منگنز در دانه (01/)0 و غلظت پروتئين دانه (5/0 ) معني دار بود. تاثير سطوح مختلف روي در آزمايش دوم برعملكرد كاه، دانه، تعداد خوشه در واحد سطح (05/0)و بروزن هزار دانه، تعداد دانه در بوته، ميزان پروتئين و غلظت روي دانه (01/0) معني دار بود. تاثير سطوح مختلف منگنز در آزمايش سوم برعملكرد دانه و كاه (5/0 ) و غلظت آهن و روي در دانه گندم (01/0) معني دار بدست آمد. همچنين تاثير سطوح مختلف مس در آزمايش چهارم بر ميزان وزن هزار دانه، ميزان خوشه در واحد سطح (05/0) معني دار بدست آمد. با توجه به نتايج نسبت به مصرف كود داراي عناصر كم مصرف اقدام نمود. بررسي عملكرد گندم ديم رقم سبلان تحت آبياري تكميلي: در اين تحقيق به منظور بررسي اثر آبياري تكميلي برروي عملكرد گندم ديم در استان كردستان، آزمايشي طي سالهاي 77-1374 در ايستگاه تحقيقات كشاورزي ديم قاملو بصورت بلوكهاي كامل تصادفي با پنج تيمار شامل I0 (شرايط ديم)،I1 (يك مرتبه آبياري به ميزان50 ميلي‌متر در مرحله شيري شدن)،2 I (دو مرتبه آبياري شامل50 ميلي متر در مرحله خوشه رفتن و50 ميلي متر در مرحله شيري شدن)، I3 (سه مرتبه آبياري شامل50 ميلي‌متر در مرحله خوشه رفتن،50 ميلي متر در مرحله شيري شدن و50 ميلي‌متر در مرحله خميري شدن)، I4 (يك مرتبه آبياري به ميزان50 ميلي‌متر بعد از كشت) و هر تيمار در چهار تكرار بر روي گندم ديم رقم سبلان اجرا گرديد. نتايج آزمايش نشان داد كه، تاثير تمام تيمارهاي آبياري تكميلي بر عملكرد دانه، كاه و وزن هزاردانه در سطح 1% معني‌دار است، بطوريكه افزايش عملكرد دانه در تيمارهاي I1 , I2 , I3 , I4 در مقايسه با تيمار شاهد (بدون آبياري تكميلي) بترتيب 154، 60، 39 و 19درصد و افزايش وزن هزاردانه تيمارهاي فوق در مقايسه با تيمار شاهد بترتيب 28، 25، 21 و 9درصد بود. اطلاعات هواشناسي محل اجراي طرح، تنوع مقادير بارندگي در سالهاي مختلف را نشان داد. بطور نسبي در سال اول بارندگي پائيزه كم و بارندگي بهاره مناسب، در سال دوم بارندگي پائيزه و بهاره هر دو كم و در سال سوم بارندگي پائيزه و بهاره هر دو مناسب بود. تفاوت در مقادير بارندگي ساليانه، تيمارهاي آبياري تكميلي را تحت الشعاع قرار داده و بسته به كمبود بارندگي در هر فصل و جبران آن توسط تيمارهاي آبياري، عملكرد ها متنوع بودند. با اين وجود، افزايش قابل ملاحظه عملكرد دانه و وزن هزاردانه در تيمار I4، برتري تيمار آبياري تكميلي پائيزه را نسبت به ساير تيمارها نشان داد. با توجه به اينكه در اغلب سالها، باران هاي پاييزه در استان به تاخيرافتاده و گندم در مراحل رشد پاييزه با سرما مواجه مي‌گردد ، لذا كشت و آبياري زودهنگام در پاييز، علاوه بر اينكه مقاومت گياه را در مقابل سرما افزايش مي‌دهد، امكان استفاده بهينه گياه از باران‌هاي پاييزه و بهاره را نيز بيشتر فراهم مي‌نمايد. بنابراين تحت شرايط آب و هوائي و خاك محل اجراي طرح در صورت تامين آب، آبياري به ميزان 50 ميلي‌متر در دهه اول مهرماه براي گندم ديم رقم سبلان به‌عنوان حداقل ميزان آبياري تكميلي كه بالاترين عملكرد را به دنبال دارد، توصيه مي‌گردد. ابتكاري تازه براي پرورش گندم پرمحصول : يك گروه از متخصصان ژنتيك موفق شده‌اند با استفاده از نمونه‌هاي گياهان موجود در ايران و احيانا برخي ديگر از كشورهاي خاورميانه و با به عقب بازگرداندن ساعت تطوري دانه‌هاي گندم، به بذرهاي بهتري براي مناطق خشك و كم آب دست يابند. به نوشته هفته‌نامه علمي "نيچر"، دانشمندان دريافته‌اند كه با به عقب برگرداندن ساعت تطوري دانه‌هاي گندم به چند هزار سال قبل مي‌توان انواع تازه‌اي از بذرها را توليد كرد كه قادرند غذاي مردمي را كه در نواحي خشك دچار كمبود محصول شده‌اند، نجات داد. آرد گندم كه غذاي ثابت ميليونها نفر در سراسر جهان است محصول دو رويداد ژنتيكي است كه در عصر حجر در منطقه خاورميانه و در محدوده‌اي موسوم به هلال بارور اتفاق افتاده است. معمولا پرورش دادن و تركيب دو گونه مختلف براي توليد يك نوع سوم ممكن نيست زيرا كروموزومهاي آنها در جريان فرايندي كه سلولهاي جنسي مانند اسپرم و تخمك را بوجود مي‌آورد با يكديگر انطباق پيدا نمي‌كنند. اما در مواردي يك جهش ژنتيكي ممكن است منجر به توليد سلولهاي جنسي با شمار كروموزومي دو برابر شمار متعارف شود و به اين ترتيب بر مشكل معمول غلبه كند. اگر دو سلول جنسي از اين نوع با هم تركيب شوند يك گونه تازه و بارور با دو برابر شمار كروموزومها بوجود مي‌آيد. دو مورد از اين حالت نادر تكثير از طريق بارور شدن جهشي در تاريخ بذر گندم رخ داده است. در حدود ‪ ۳۰هزار سال قبل يك نوع گندم وحشي به نام علمي تريتيكام مونوكوكام ‪ Triticum monococcumبا گونه‌اي از علف مخصوص چراي بز تركيب شد و نمونه اوليه از گندم جديد را كه به نام "جو شيطان" ‪ emmerشهرت دارد و داراي ‪ ۴مجموعه كروموزوم است توليد كرد. سپس در حدود ‪ ۹هزار سال قبل بذر جو شيطاني كه در جنوب درياي خزر مي‌روييد با نوع ديگري از علف مخصوص چراي بز تركيب شد و گندمي با شش مجموعه كروموزوم توليد كرد. تركيب جديد داراي دانه‌هايي بزرگتر از اجداد خود بود و به همين علت بزودي در ميان كشاورزان منطقه رواج يافت. اخلاف و فرزندان اين نوع بذر اكنون در اغلب مزارع جهان و در وسعت بيش از ‪ ۵۰۰ميليون هكتار كاشته مي- شوند. به اين ترتيب گندم پر مصرف‌ترين گياه در سياره زمين است. اما اين موفقيت ژنتيكي يك جنبه منفي نيز داشته است. اين محصول چنان محبوب بوده كه هيچ كشاورزي به سراغ كشت نوع ديگري از بذر گندم نرفته و در نتيجه به تدريج از دامنه تنوع ژنتيكي بذر گندم در جهان كاسته شده و شمار گزينه‌هايي كه در اختيار توليدكنندگان بذرهاي تازه است روز به روز محدود- تر شده است. يك گروه از محققان در مركز بين‌المللي بهبود بذر گندم و ذرت در مكزيك براي مقابله با اين روند انحطاطي راهي را ابداع كرده‌اند كه با استفاده از آن مي‌توان بذري با توان توليد محصول فراوان از ميان همين انواع محدود فعلي توليد كرد. اين گروه كه رهبري آنان را ريچارد ترثوان ‪ Richard Trethowanبر عهده داشته است در آزمايشگاه به بازسازي شرايطي اقدام كرده‌اند كه ‪ ۹هزار سال قبل در طبيعت برقرار بوده است. اين پژوهشگران علفهاي وحشي مخصوص چراي بز را از خاورميانه جمع‌آوري كرده‌اند و آنها را با بذرهاي جو شيطان كنوني پيوند زده و موفق شده‌اند بذر گندمي را كه ‪ ۹هزار سال قبل داراي شش مجموعه كروموزوم بوده دوباره توليد كنند. به منظور دو برابر شدن كروموزوم كه اتفاق نادري است و موجب بارور شدن گندم مي‌شود از برخي مواد شيميايي استفاده شده است. روش جديد اين امكان را بوجود مي‌آورد كه بتوان ژنهاي جديد را به همان شيوه‌اي كه در مهندسي ژنتيك به كار مي‌رود توليد كرد. با اين تفاوت كه در اين حالت ضرورتي ندارد كه متخصصان از پيش بدانند كه به دنبال كدام ژن هستند. البته بذر گندم تازه‌اي كه اكنون به وسيله متخصصان مكزيكي توليد شده مستقيما براي استفاده در مزارع گندم و توليد نان مناسب نيست زيرا بسياري از مشخصه‌هاي آن به علف نزديكتر است تا گندم جديد. اما مي‌توان بسادگي و با استفاده از روشهاي متعارف پيوند زدن، ژنهاي مناسبي را در درون اين بذر جاي داد و آن را به گندمي قابل مصرف انسان تبديل كرد. براي مثال، افزودن برخي از ژنها موجب شده تا ميزان مقاومت اين نوع بذر در برابر خشكسالي و كم آبي افزايش يابد. يك گونه از اين نوع گندم كه به وسيله محققان پرورش يافته مي‌تواند در شرايط كم آبي و خشكسالي بين ‪۲۰ تا ‪ ۴۰درصد بيش از بذر گندم عادي محصول دهد. موسسه اصلاح بذر گندم و ذرت در مكزيك نمونه‌هايي از بذر تازه گندم را به مراكز تحقيقاتي در سرتاسر دنيا ارسال داشته تا روي آنها آزمايش كنند و آنها را بهبود بخشند. نتايج نخستين آزمايشهايي كه در اين زمينه صورت گرفته رضايت بخش بوده است. در اكوادور كشاورزان با سرعت سرگرم جايگزين كردن يك نوع بذر پرمحصول كه از تركيب تازه بوجود آمده با بذر متعارفي هستند كه در اين كشور استفاده مي‌شود. ترثوان پيش بيني مي‌كند كه طي ‪ ۵يا ‪ ۶سال اينده بذر تازه‌اي كه با روش جديد به عقب بازگرداندن عقربه زمان توليد شده، در سراسر جهان بر ميزان توليد محصول گندم به ميزان زيادي خواهد افزود. در واقع به اعتقاد اين محقق بشريت در آستانه وقوع يك انقلاب كشاورزي جديد در زمينه توليد گندم قرار گرفته است. به گفته جان اسنيب متخصص ژنتيك غلات در مركز جان اينز در نوريچ واقع در انگلستان كشورهاي ثروتمند نيز از اين انقلاب بهره‌مند خواهند شد زيرا با تغيير آب و هواي اروپا و گرمتر و خشك‌تر شدن اين قاره شرايط براي توليد اين نوع گندم مهيا خواهد شد. اين محقق تاكيد دارد كه از هم اكنون برخي آفات گندم نظير عامل پژمردگي قارچي در اروپا نيز رواج يافته‌اند و اين امر ناشي از گرمترشدن دما است. اما دسترسي به گونه‌هاي جديد بذرهاي گندم نظير انچه كه در مكزيك تكميل شده، مي‌تواند راهي براي مقابله با اين مشكل پيش روي اروپاييان قرار دهد.